این سه بعد اعتماد

[ad_1]

وبستر ارائه می دهد تعاریف متعددی برای اعتماد اما یکی از اولین شما می توانید اگر شما به دنبال است: “کل اعتماد به صداقت و توانایی و شخصیت خوب از دیگری است.”

این تعریف را ارائه می دهد خوب نقطه شروع است. در همان زمان چیزی است که من به تازگی خواندن در کتاب بسیار مهم مکالمات توسط پترسون Grenny, McMillan و Switzler (McGraw-Hill, New York, NY, 2002) مرا به فکر کردن در مورد تمام تفاوت های ظریف است که به کمک و یا کاستن از ما توانایی و تمایل به جای اعتماد به دیگران.

با توجه به این نویسنده وجود دارد دو عامل کلیدی است که ورود به این درجه از اعتماد ما به جای یک فرد دیگر. یکی از کسانی که توانایی فرد (بخوانید: مهارت و دانش و تجربه) آن را به عنوان مربوط به عملکرد یک وظیفه; به عنوان مثال می توانید به ما اعتماد آنها را به انجام در صالح مد ؟ به عنوان مثال آن را به چالش برای پدر و مادر که به تازگی مجوز راننده نوجوان. نوجوان ممکن است بسیار قابل اعتماد به عنوان شخصیت خود را, اما همواره آنها فاقد تجربه لازم برای رسیدگی به انواع خطرات آنها را در پشت چرخ.

در واقع, که جنبه اعتماد است و آنچه پشت سر ما توانایی به اعتماد به اشیاء به انجام به عنوان انتظار می رود. من اعتماد کامیون من به من که در آن من می خواهم برای رفتن. من اعتماد پل عبور هر روز در راه من به دفتر. من اعتماد به سقف بیش از سر من. چنین اعتماد حتی می تواند به گسترش عملکرد و قابلیت اطمینان از اشخاص به من اعتماد مورد علاقه من, رستوران مکزیکی به ارائه کیفیت مطابق وعده غذایی.

وقتی که می آید به افرادی که مرتب سازی بر اساس اعتماد کلیدی تعیین کننده در تصمیم گیری ما برای نماینده. به طور خاص آنها را به تجربه و توانایی های فنی مورد نیاز برای انجام وظیفه به موقع و موثر مد ؟

بسیاری از سازمان ها صرف ثروت های کوچک در تلاش برای متقاعد کردن من و شما که ما می توانیم به آنها اعتماد و محصولات خود را. به عنوان مثال من هنوز هم به یاد داشته باشید از دوران کودکی من خط تگ به Texaco را تبلیغات “شما می توانید اعتماد خود را به مردی که می پوشد ستاره…” چه در مورد شما ؟ آنچه در تبلیغات می تواند به شما به یاد بیاورید که در آن اعتماد بود (است) مرکزی به پیام ؟

در عین حال وقتی که می آید به مردم (به عنوان به خوبی به عنوان برخی از اشخاص) وجود عوامل اضافی ما باید ارزیابی شروع با انگیزه یا انگیزه. در این جنبه از اعتماد ما به نام پس از قضاوت در مورد ما اعتماد خود را به تعهد و صداقت زمانی که به آنها وعده آنها را به انجام کاری و یا رفتار به شیوه ای خاص. نویسندگان مهم مکالمات نشان می دهد این عنصر اعتماد است (یا باید باشد) تا حد زیادی موقعیتی. به این معنا که اگر خود انگیزه (انگیزه) تراز وسط قرار دارد با من و سپس من باید قادر به آنها اعتماد و به تحقق وعده خود را(بازدید کنندگان). برعکس زمانی که طرف دیگر عامل با یک دستور مختلف آن ممکن است بسیار عاقلانه به محل اعتماد ما در تعهد خود را به انجام.

متاسفانه پترسون Grenny, McMillan و Switzler جلوگیری از وجود دارد در بحث های خود. با این حال من فکر می کنم وجود دارد به همان اندازه مهم است که تقریبا همیشه وارد معادله – که ما تجربه گذشته با فردی (نهاد یا شی به عنوان مورد شاید). آنها ثابت خود را به قابل اعتماد و قابل اعتماد یک فرد از خود کلمه و در نتیجه کسی که قابل اعتماد? یا باید آنها را نقض اعتماد گسترده به آنها را در برخی از نقطه در گذشته به طوری که شواهد نشان می دهد اندازه گیری خطر است ؟ پس از شکست ما در گذشته می توان اعتماد کرد در حال حاضر ؟

من شخصا معتقدم که این بعد سوم را به بازی می آید بیشتر می کند انگیزه در بسیاری از تنظیمات و تصمیم گیری اگر بدون هیچ دلیل دیگر از انگیزه واقعی می تواند دشوار است به قاضی و یا تشخیص.

البته در گذشته رفتارهای یک مشکل است که می تواند امد و شد زیاد فقط در مورد همه ما از آنجا که در میان ما را موفق به شکستن اعتماد با شخص دیگری در برخی از نقطه ؟ قطعا من گناهکار تر از من مراقبت به اعتراف. و هنگامی که اعتماد نقض شده است یا آن را از دست داده است یک چیز بسیار سخت به دوباره ایجاد.

در اوایل این قطعه به من اظهار داشت که تصمیم به نماینده یک وظیفه به شخص دیگری شامل قرار دادن یک اعتماد در توانایی خود را برای انجام به عنوان انتظار می رود. در محل کار یک عمل هیئتی است که اغلب فکر در این زمینه به یک تابع. اما فقط به عنوان در زمینه تیم های خانواده و یا داوطلب محیط اعتماد واقعا باید یک خیابان دو طرفه است. برای کارکنان موثر باشد او باید (کسب درآمد) اعتماد به سرپرست. در همان زمان, بنابراین بیش از حد باید سرپرست لایق این اعتماد از کسانی که آنها را منجر شود. تناقض در بخشی از این رهبر بین راه رفتن و صحبت کردن و یا صحبت و بحث به سرعت به سوال خواستار دستور کار (انگیزه) نه به ذکر است به طور کلی حس یکپارچگی است.

و هر چند در راه بازگشت از آن جایی که اعتماد از دست رفته ممکن است طولانی و دشوار من امیدوارم که بسیاری موافق آن است که یک جاده به ارزش مصرف.

“هر کس می تواند با اعتماد بسیار کمی نیز می توان اعتماد کرد و هر کس نادرست است با بسیار کمی نیز نادرست با مقدار. بنابراین اگر شما نشده اند قابل اعتماد در دست زدن به ثروت دنیوی خواهد شد که اعتماد شما را با درست ثروت؟” لوقا 16:10-11

[ad_2]